|
« روی اعصاب! |
صفحه اول نامهها
| یک روز بارانی »
همین جوری٬ عین زندگی
*
سیب ها و گلابی ها را پوست کندم و با یه بیلبیلک مخصوص بصورت استوانه ای وسط دلشون تونل باز کردم و اول گلابی ها را و بعدش سیب ها را ریختم داخل شربتی که داشت می جوشید روی گاز. اولین بار بود که برای یه مریض داشتم خودم کمپوت درست میکردم. خوشم اومد هر چند آدمهای سالم خوردنش ولی شما هم خواستید برید عیادت٬ نرید بقالی هزار تا کمپوت کارخونه ای بخرید٬ دست سازش بهتره.
یادم رفت بگم که برای سیب ها یک تیکه چوب دارچین هم ریختم. ترکیب بوی دارچین و وانیل محشر بود.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/790
|
نظرات
sajedeh :
دستت درد نکنه خواهر که دستور پخت دادی !
اما آخه یه کم ضایع است میریم عیادت دست ساز ببریم ... می شینن پشت سرمون حرف می زنن که .... چه می دونم والله ... ولی واسه خودمون درست می کنم
دستت درست !
sajedeh - October 23, 2011 8:41 PM
فرنوش :
ساجده جان چرا ضایع؟ اینکه کمپوت مواد نگهدارنده نداشته باشه و از میوه های مرغوب تهیه بشه کجاش ضایعه؟ به نظر من که خیلی شیکه و نشون میده که به اون طرف علاقه داری. البته اگر طرف جواب زنگ هاتو بده:)
فرنوش - October 25, 2011 11:11 AM
سارا :
سلام
تولد کوچولوتون مبارک
سارا - November 4, 2011 10:58 AM
sajedeh :
سلام خانومی
عیدت مباااااااااااااااااارک
بوس به روی ماهت
sajedeh - November 6, 2011 1:59 PM
دالتون:-) :
من اگه جای اهل بیت خونتون بودم هرروز خودمو میزدم به مریضی ;-)
دالتون:-) - November 7, 2011 12:45 AM
رها :
خواستم بگم....که خیلی بهت ارادت دارم.مخصوصا با کمپوت
رها - November 23, 2011 8:52 AM
sajedeh :
خواهرجان به روز کن دلمون پوسید ...
sajedeh - November 30, 2011 10:00 AM