|
« بازدید کننده! |
صفحه اول نامهها
| ایران »
ای خدا!
هر وقت دارم راه میرم و نحیف میاد کنارم و دستم را محکم میگیره و بعد یک جوری فرنوش میگه
می فهمم که یک سگ داره به من نزدیک میشه یعنی دقیقا سگه در فاصله دو میلیمتری به من قرار داره. فکر میکنم یک دوربین حرکت من را در این موارد ضبط کنه بشه باهاش یک فیلم خنده دار ساخت.
فکر کنید یک بشری صد در صد حواسش به خودشه بعد یکمی هم شنگول میزنه بعد یک سگی بهش نزدیک میشه بعد این آدم هزار متر می پره و بعد یک پا داره یک پای دیگه هم قرض میکنه و میدوئه!حالا دیگه نزارید بگم که اصلا نمی فهمه سگه کدوم طرفه و ممکنه بدوئه بره بغل سگه!!!
این در جای خلوتشه و خدا نکنه که جای شلوغ باشه که من هر کسی نزدیکم باشه را بغل میکنم و مثل سپر بلا میرم پشتش قایم میشم و هی هم جیغ ریز میزنم.
اگر هم سگ زیر میز باشد پاهامو جمع میکنم.
اصولا توی ذهنم نمیره که سگ سوسک نیست و میتونه بپره و از زیر میز بیاد روی هوا!!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/650
ارسال نظر
|