|
« ستاره |
صفحه اول نامهها
| دادی بر بادم... »
اوژن هستی؟
وقتی به خانه اش رفتم، خانه پر بود از مجسمه های کوچک و بزرگ کرگدن
خنده ام گرفته بود که پرفسور از عشق کرگدن اوژن یونسکو حالا کرگدن هم نگهداری میکرد و فقط مانده بود یک کرگدن زنده هم داشته باشد. چه میدانم ! حالا که فکر میکنم میگویم شاید در حمامش یک کرگدن داخل وان بوده و مشغول ریلکس شدن!
اوژن عزیز با تمام وجود میفهممت و می خواهم بگویم من هم تغییرات آدمها را متوجه می شوم البته اگر هنوز کرگدن نشدی یک
ایمیل بزن!
استاد عزیز هرجا هستی شاد و جاودانه باشی و سپاس فراوان بخاطر رنج هایی که بردی برای حماقت ما
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/592
ارسال نظر
|
نظرات
آذین :
فرنوش عزیز عکسی از فرنوش در آغوش باباییش دیدم خیلی خوشحال شدم فکر می کنم با هم هستید الان ان شاالله . شاد باشید با هم و نوروز مبارک.
آذین - March 19, 2010 4:06 PM
پونه :
ما راويان قصه هاي شاد و شيرينيم
قصه هاي آسمان پاك
قصه هاي خوش ترين پيغام
قصه هاي گرم دست دوست
در شبهاي سرد شهر...
"نوروز مبارك"
پونه - March 20, 2010 3:29 PM