« عموي مجرد | صفحه اول نامه‌ها | آسوده بخواب »


یکم بهمن هشتاد و هشت

شبكه چهار عوامل ساخت فيلم طلسم را نشان ميدهد.

صداي فرهنگ مي آيد فرنيك بغل فريماه است و من در آشپزخانه مشغول درست كردن سالادم. مامان هم براي نوه فاطمه خانوم داره سيسموني تهيه مي كند

همه ميخ تلويزيون ميشويم انگار كه فرهنگ از دنياي باقي باز گشته.

گريه ام ميگيرد

سريع بر ميگردم به آشپزخانه و گريه ميكنم

براي بار سوم كه ميروم دستمال بر دارم فريماه با فرنيك به اتاقش رفته

در را باز ميكنم و فريماه را مي بينم كه گريه ميكند و چيزهايي به فرنيك ميگويد

مي دانم به فرنيك چه ميگويد؛‌ ميگويد: اين پدربزرگت خيلي دوست داشت تو را ببيند و حتما اگر بود ميگفت چهار تا جيگر داره!
مامان هم چشمانش سرخ شده. با حسرت ميگه : هنوز دو سال نشده كه پدرتون رفته ولي تلويزيون چند بار نشونش داده من چي بگم كه يه عكس قديمي از پدرم دارم.

ميرم بغلش ميكنم و مي بوسمش. بميرم براش كه به اين سن اينقدر تنهاست


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/572


نظرات

پونه :

خدارحمتشون كنه عزيز دلم. اميدوارم هميشه دعاي خيرشون پشت سر شما باشه. ولي اين راهيه كه همه يايد بريم. يكي زودتر يكي هم ديرتر. ناراحت نباش اي هميشه صبور من.
شاد باش
ارادتمند
پونه

 

Shokofeh :

salam,
ghose nakhor farnoosh khanoom,manam hamsene shoma hastam,ye dokhtar 20 mahe daram va dorost ham 20 mahe pedaramo az dast dadam mesle shoma,khoda pedartono rahmat kone va dokhtareto barat negah dare,ey kash mishod pedara hichvaght naran.

 

سما :

سلام فرنوش
فقط خواستم بگم سلام. چيزي ندارم بگم كه دلداريت باشه .:) ‌خوب باشي هميشه ، خودت و همه خانواده ات.

 

zahra :

عزیزم میدونم چقدر سخته چون منم این دردو با از دست دادن مادرم تجربه کردم ...آدم فقط باید تحمل کنه تا کم کم تحمل بشه عادتش ...

 

آذین :

به جز تحمل چه می شه کرد؟ همدردیم نازنین بانو. روح پدرها و مادر ها ی رفته شاد مخصوصا اونها که اونقدر زود رفتن که نوه هاشونو ندیدن

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007