« دوازدهم ديماه هشتادو هشت | صفحه اول نامه‌ها | فرنيك »


شانزدهم ديماه هشتاد و هشت

خيلي مزه ميده براي يكي آواز بخوني و غرغر نكنه وهيچ ايرادي از صدات نگيره و شعر را هر جوري كه خودت دوست داري بخوني
( حتي طوري كه شاعر در گور بلرزد )
صدات را بندازي روي سرت و چشماتو ببندي. البته همه اينها مستلزم اينه كه ني ني كوچولو باشه و با يه بالش روي پات به اين سو و آن سو پرتاب بشه!


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/561


نظرات

پونه :

ا!!!
من فكر مي كردم خودم فقط اينطور بودم. گاهي اوقات خواهرم ميگفت: پونه! تو اين شعر ها رو از كجات در مياري؟!!
شاد باش اي هميشه صبور من.
ارادتمند
پونه

 

پور پدر :

شما یه دو سال صبر کن
صدای ایشون هم در میاد ایشا الله D:

 

سما :

الهي.....
چه فدر خووو.. ب نوشتي.:) كيف كردم.

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007