« | صفحه اول نامه‌ها | پانزدهم آذر هشتاد وهشت »


چهاردهم آذر هشتاد و هشت

وقتي قوري چاي را ميخواي بشوري حواست نيست و منتظري كه درجه آب يه طوري باشه كه قوري نسوزه يعني غرق شدي در مادرانه ها!
ميترسم اونقدر غرق بشم كه اگر يكي گفت گشنمه،‌يه ليوان شير بدوشم بهش بدم!
.


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/531


نظرات

سما :

سلام
دلم یه جوری شد.
مثل خداشدنه که حواسش نباید پرت بشه حتی یه لحظه.
عیدتم مبارک .

 

مینا :

و به خاطر همین غرق شدن در مادرانه هاست که بهشت رو زیر پاتون قرار دادن ...

 

ماه مون :

سلام سلام

عیدت مبارک
یه چی میگی ها فرنوش فکر کنم به جای شیر پوشک بچه بدی دست خلایق :D

 

پونه :

البته لازم به تذكر هست فرنوش جان كه اون عالم دو طبقه است. " بهشت زير جهنم قرار گرفته :))"

 

پور پدر :

میگم شما یه کمکی از غیر اون ریزه میزه ی خواستنی بنویسی هم بد نیست!

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007