|
« |
صفحه اول نامهها
| پانزدهم آذر هشتاد وهشت »
چهاردهم آذر هشتاد و هشت
وقتي قوري چاي را ميخواي بشوري حواست نيست و منتظري كه درجه آب يه طوري باشه كه قوري نسوزه يعني غرق شدي در مادرانه ها!
ميترسم اونقدر غرق بشم كه اگر يكي گفت گشنمه،يه ليوان شير بدوشم بهش بدم!
.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/531
ارسال نظر
|
نظرات
سما :
سلام
دلم یه جوری شد.
مثل خداشدنه که حواسش نباید پرت بشه حتی یه لحظه.
عیدتم مبارک .
سما - December 5, 2009 10:52 PM
مینا :
و به خاطر همین غرق شدن در مادرانه هاست که بهشت رو زیر پاتون قرار دادن ...
مینا - December 5, 2009 11:42 PM
ماه مون :
سلام سلام
عیدت مبارک
یه چی میگی ها فرنوش فکر کنم به جای شیر پوشک بچه بدی دست خلایق :D
ماه مون - December 6, 2009 1:07 AM
پونه :
البته لازم به تذكر هست فرنوش جان كه اون عالم دو طبقه است. " بهشت زير جهنم قرار گرفته :))"
پونه - December 6, 2009 10:01 PM
پور پدر :
میگم شما یه کمکی از غیر اون ریزه میزه ی خواستنی بنویسی هم بد نیست!
پور پدر - December 7, 2009 2:09 PM