« يازدهم آبان هشتادو هشت | صفحه اول نامه‌ها | سيزدهم آبان ماه هزارو سيصدو هشتاد و هشت »


دوازدهم آبان هشتاد و هشت

صبر ميكنم تا رسيده بياي!
ديشب كلي كلافه بودم و ميخواستم هر چه زودتر بياي. بين خواب و بيداري بودم و هي پريدم.
تا كمتر از يه هفته ديگه يه زندگي تازه مياد
يه نفس جديد
يه آدم جديد
• براي دل خودم كلي تغييراتي كه ميتونستم به خودم دادم؛ موهامو مش كردم يه مش جديد . البته دوست دارم سر ابروم هم يه بلايي بيارم ولي خب فعلا يكمي دو دلم.

• سه شب بود كه ورم ميكردم. خدا را شكر الان ديگه ورم ندارم. ترسيدم از اينكه بايد دمپايي بپوشم ولي خدا را شكر انگار به اونجا نميرسم! امروز ماما كه در مطب دكتر است گفت چيزهاي يكمي شور بخور كه هم ته دلتو بگير هم فشارت بيشتر از اين پاييين نياد! ( انگار دنيا را به من دادن!) ديگه كم مونده من اون سنگ نمك توي راه پله را بخورم!

• هر كسي گفت توي دوران بارداري كاهو و كلم و خانواده كلم و نمك و حبوبات نخوريد بيخود گفته! بخاطر اينكه من همه اينها را خوردم ولي دريغ از ورم! تازه شور هم خوردم. البته موافقم كه نمك چيز بديه ولي خب چون با من دوست بود با ورم ساخت و پاخت كردن و من قسر (قصر؟ غسر؟ غصر؟ قثر؟) در برم! فكر كنم ورم اين سه شبم مال همون نون بربريه كه جمعه خريدم! البته تا ني ني به دنيا نياد هيچ چيز معلوم نيست! فكر كنيد كه ني ني بدنيا مياد و بلور نمك دور تا دورشو گرفته!

• اگر براي كسي كامنت نذاشتم بدونيد ميام و بهتون سر ميزنم .

• فريماه ميگه تو رو خدا توي 5-6 روزي كه مونده تا ني ني بدنيا بياد، ساعت 10-11 بخواب كه ني ني مثل خودت خفاش نشه و وقتي بدنيا اومد مثل بچه آدم بخوابه! البته به نظرم فقط بچه آدمه كه شبها بيداره ! چون بچه گربه ها خيلي زود ميرن ميخوابن و البته جوجه ها نيز همين طور! گفتم جوجه ها ياد بچه گي افتادم كه جوجه هاي رنگي را ميذاشتيم توي كارتن بعد سرپا مي خوابيدند و مثل ويبره ميلرزيدند و يه صداي زير از خودشون در مياوردند كه البته الان به نظرم داشتن ما رو گول مي زدند كه مثلا خوابند وگرنه بيدار بودند!
• راستي به نظرم اين روزها روده ام دراز شده . نمي دونم فكر ميكنم با اين عمل ميميرم و نميتونم بيام ديگه حرف بزنم؟!كه هي مطلب مي نويسم؟ خدا عالم است!
• نمي دونم اين صالح اعلا اگر درست حرف بزند ميميرد و يا كسي بهتر از اين الكن ظاهرا همه چيز دان نيست كه بيايد و يك ناني هم به خانه ببرد و هر چيز كه از خودش در مياورد به خورد مردم ندهد؟



 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/502


نظرات

ماه مون :

فرنوش جون مامان من سر من شوری زیاد می خورده بعدم که به دنیا می یام عزیز خدابیامرزم می گفت داشتم لب و دهنم رو می خوردم می دونی که چه جوری اینجا نمی تونم بگم دیدمت برات اداش رو در می یارم.
به حرف فریماه هم گوش کن یکمی شبا زودتر بخواب نه تا نصفه شب بیدار باشی بچه به استراحت نیاز داره.
من دوستت دارم نی نی

 

سما :

سلام.
دل ماروحسابي آب كردي با ني ني.يه نفس جديد، يه آدم واقعي جديد ، مثل معجزه است واقعا
بلا نسبت شما و همه،همون قسر درسته. به گوسفندي مي گن كه توي يه دوره پرواربندي، باردار نشه و حسابي چاق بشه.(جالبه منم نمي دونستم)

 

سما :

سلام.
دل ماروحسابي آب كردي با ني ني.يه نفس جديد، يه آدم واقعي جديد ، مثل معجزه است واقعا
بلا نسبت شما و همه،همون قسر درسته. به گوسفندي مي گن كه توي يه دوره پرواربندي، حسابي چاق بشه.(جالبه منم نمي دونستم)

 

ماني آ :

ني ني را بايد ديد ...(-:
ايشالا كه خوش اومده

 

نازی :

سلام خوبی؟ لحظات آخره ها مواظب خودت باش مامان کوچولو از 2 - 3 روز دیگه یه موجود خوشگل تو بغلت آروم میگیره.

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007