|
« ششم آبان هشتاد و هشت |
صفحه اول نامهها
| روزهايمان را باد مي برد! »
هفتم آبان هشتاد و هشت
آدميزاد به همه چيز عادت ميكنه
به نبود پدر با وجود اين همه دلتنگي و افسوس
به شوشوي اينترنتي
به فراموشي دوست
به درست كردن خاطرات
به پيوستن به تاريخ
به پير شدن
به شلغم
به دندان درد
به زندگي
به ترافيك
به كرختي
به سختي
به سوسك
به گراني
به سس
به دلتنگي جمعه ها
به سرماي زمستان
به له كردن برگها
به پول گرفتن از عابر بانك
مرگ بر عادت
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/498
ارسال نظر
|
نظرات
امیر :
نه نه! به شلغم نه! هرگز!
امیر - October 29, 2009 8:13 AM
سما :
سلام
اگه این جوری نبود نمی شد ادامه داد، منقرض می شدیم به کل. جالب نیست تلخه برا آدم گاهی حتی احساس گناه میاره حتی در مورد سوسک .برای بقا لازمه از دید.شلغم که خوبه!!!
سما - October 29, 2009 11:34 AM
ماه مون :
یهو حس دوست داشتنم گل کرد خواستم بهت بگم دوستت دارم فرنوش گلم
ماه مون - October 29, 2009 3:37 PM
ميم در محاق :
آدم به همه چيز عادت ميكنه غير از اين كه به همه چيز عادت مي كنه:)
ميم در محاق - October 30, 2009 1:30 AM
پور پدر :
من یه اشتباهی کردم به دندون درد عادت کردم! حالا واسه درست کردنش N تومن پیاده شدم!
منظور اینکه واقعا مرگ بر عادت!
پور پدر - October 30, 2009 11:24 PM
Mehdi :
آره شديدا قبول دارم. حالا ممكنِ سخت و آسون باشه ولي هست.
اصولا ما آدما موجودات پوست كلفتي هستيم -اينو بخونيد منعطففف!-
Mehdi - November 9, 2009 4:48 PM