« ششم آبان هشتاد و هشت | صفحه اول نامه‌ها | روزهايمان را باد مي برد! »


هفتم آبان هشتاد و هشت

آدميزاد به همه چيز عادت ميكنه
به نبود پدر با وجود اين همه دلتنگي و افسوس
به شوشوي اينترنتي
به فراموشي دوست
به درست كردن خاطرات
به پيوستن به تاريخ
به پير شدن
به شلغم
به دندان درد
به زندگي
به ترافيك
به كرختي
به سختي
به سوسك
به گراني
به سس
به دلتنگي جمعه ها
به سرماي زمستان
به له كردن برگها
به پول گرفتن از عابر بانك
مرگ بر عادت


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/498


نظرات

امیر :

نه نه! به شلغم نه! هرگز!

 

سما :

سلام
اگه این جوری نبود نمی شد ادامه داد، منقرض می شدیم به کل. جالب نیست تلخه برا آدم گاهی حتی احساس گناه میاره حتی در مورد سوسک .برای بقا لازمه از دید.شلغم که خوبه!!!

 

ماه مون :

یهو حس دوست داشتنم گل کرد خواستم بهت بگم دوستت دارم فرنوش گلم

 

ميم در محاق :

آدم به همه چيز عادت ميكنه غير از اين كه به همه چيز عادت مي كنه:)

 

پور پدر :

من یه اشتباهی کردم به دندون درد عادت کردم! حالا واسه درست کردنش N تومن پیاده شدم!
منظور اینکه واقعا مرگ بر عادت!

 

Mehdi :

آره شديدا قبول دارم. حالا ممكنِ سخت و آسون باشه ولي هست.
اصولا ما آدما موجودات پوست كلفتي هستيم -‌اينو بخونيد منعطففف!-

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007