« هشت شهریور هشتاد و هشت | صفحه اول نامه‌ها | دهم شهریور هشتاد و هشت »


نهم شهریور هشتاد و هشت

سهم من از تو چند دقیقه صحبت است
و
سهم تو از من؛ بچه ای!
بچه ای که دلخوشی من و ما است
و خدایی دارد به بزرگی بزرگترین چیزی که می شناسم و می شناسی
و
هم خونی که نگاهی به او ندارند
...
تو سهم چند دقیقه ای من را از من میگیری و من هیچ نمی کنم
هیچ نمی گویم
غرغر ممنوع است
...
هم خونش سهمی برای خودش باقی نمی گذارد و من نیز هیچ نمی گویم
ناگفته های من در قلبی است که هر گاه شکسته، تکه هایش در نقطه ای و زمانی با شدتی بسی بسیار زیاد دلشان را تکه کرده
...


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/426


نظرات

ماه مون :

جیگرم رو خون کردی با این نوشته که..
.
اندکی صبر سحر نزدیک است.

 

نازی :

سلام اونوقت اون کی بود پررو پررو تو چشای من نگاه میکردو منو دلداری میداد خودت که داری وامیدی دخترم. عزیزم تو دیگه چرا ؟ پایان شب سیه سفید است. صبر تلخست ولیکن بر شیرین دارد.
بازم بگم یا بلی بقیشو دیگه نبینم غمگین بنویسیا یه بامزشو بنویس یه کمی بخندیم.

 

میم در محاق :

کوه ها با همند و تنها
همچون ما باهمان تنها...

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007