|
« سی مرداد هشتاد و هشت |
صفحه اول نامهها
| دوم شهریور هشتاد و هشت »
اول شهریور هشتاد و هشت
• نمی دونم توی ماه رمضون مردم چه اصراری دارند که سبزی بخورند و سبزی فروشها چه اصراری دارند که وقتی سبزی هاشون از پشت گونی های خیس معلوم هستند، بگن که سبزی نداریم!
• یه چیزی که خیلی ناراحتم میکنه اینه که توی تبلیغات تلویزیونی ماه رمضان، غذاهای متنوع و چرب و چیلی نشون میدن. بابا جون به خدا خیلی ها هستند که نمی تونند سفره رنگین بندازند و اگر افطارشون خیلی رنگین باشه همون نون پنیر چاییه و لاغیر. البته هر روز هم به این قشر داره اضافه میشه.
• آدم توی گرما به سرش میزنه! سر چهار راه ایستاده بودیم که یه پسره با شیشه پاک کن و دستمال اومد طرف ماشین. هر چی بهش گفتیم که شیشه را تمیز نکنه همینطوری نگاه میکرد و کار خودشو میکرد. داشتم به این فکر میکردم که آبپاش برف پاککن را بزنم خیس بشه بعد دلم براش سوخت که اینقدر فکر پلیدی کردم!!!!!!!!!! یه چهار راه جلوتر یکی از این زنهای پاکستانی با دستهای پر النگوش می زد به شیشه ماشین و نگاهش به ماشین بغلی بود من نفهمیدم چرا حرصشو داشت سر ماشین ما خالی می کرد!
• به فاطمه خانوم میگم روزه هستی؟
میگه : بله! نمی خوام به خدا بدهکار باشم. سال پیش هم که ماه رمضون جایی نرفتم کار بکنم کلی بی پولی کشیدم. برای همین امسال، هم میام سر کار و هم روزه می گیرم. فریبا خانوم*( من منظورشه!) اصلا گشنه ام نمیشه!
** فاطمه خانوم یه خانوم 30-40 ساله است که نوه هم داره و شوهرش در عنفوان جوانی به خاطر اینکه دریچه قلب نداره، از کار افتاده شده و فاطمه خانوم مجبور به کار کردن در خونه مردم است و زندگیشون از این راه میگذره. خیلی عزت نفس داره و خیلی هم ترکه! و خیلی هم خوش گل و خوش اندامه!
*** به نظر فاطمه خانوم همه اهالی خونواده ما فریبا خانوم هستند به غیر از مامانم که حاج خانومه و فریور که آقا فریبا است. جالب ماجرا اینجاست که به زن داییم که اسمش فریبا است میگه حاج خانوم!!!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/420
ارسال نظر
|
نظرات
امیر :
فریبا خانم شما فعلا" این چند وقته خودتون رو ناراحت نکنید!گرسنه ها روز به روز گرسنه تر و زیادتر میشن و پولدارا هم روز به روز پولدارتر. برای گرسنه ها خیلی فرقی نمیکنه که ماه رمضون باشه یا ماه دیگه. سفره شون فرقی نمیکنه. بد روزگاری شده فریبا خانوم!
امیر - August 23, 2009 3:39 PM
ماه مون :
منم نمی دونم چرا هرچی میخوام بگم این همزاد آقای همسر ما زودتر میگه .
.
در مورد کامنتت نه بابا رو درواسی چیه بهت خبر می دم .
ماه مون - August 23, 2009 5:23 PM
سانی :
سبزی رنگ و رو به صفره میاد و آدم به اشتها میاد. ولی این سبزی فروشا کلا بدجنسن!
فاطمه خانوم رو خهدا برای خانواده اش حفظ کنه که داره به سهتی زندگیشو می چرخونه فریبا خانوم:)) فریبا با فرنوش چه ربطی داره رو باید از فاطمه خانوم پرسید
سانی - August 23, 2009 6:24 PM
نازی :
سلام فریبا جونم. چقدر این فاطمه خانومتون با مزه بیدند. منم فکر میکنم اگه میتونستم روزه بگیرم حتما سر افطار سبزی خوردن با نون و پنیر میچسبید.
نازی - August 23, 2009 8:59 PM
RAHA :
خوب فريبا خانوم...مي گم تو روزه اي؟(تفتيش عقايد نمي کنم.بخاطر ني ني کوچولوت ميگم)
RAHA - August 24, 2009 9:11 AM
dalton :
فریبا جونم این سبزیه خیلی کار راه بندازه ;-]
dalton - August 24, 2009 9:03 PM