« اگه کرمه بمیره! | صفحه اول نامه‌ها | اگه عاشقت نبودم! »


بیست و سوم مرداد هشتاد و هشت

*نور خورشید آنقدر چشمها را میسوزاند
که نمی شود آسمان را دید
اگر تو آسمان را دیدی
سلام من را برسان
و بگو
هنوز مثل بچگی ها
عاشق این هستم که دستم به ابرها برسد
و کمی از آنرا بخورم!
*دنیا یه دفعه اونقدر کوچیک شده که همه آدمها را در این یک ماه می بینم فکر کنم تنها کسی که فعلا نمی بینمش نی نی باشه!
*دنبال یه کار میگردم که توش پول خوبی باشه ویکدفعه عاشق چشم و ابروی من بشن و کلی پول گیرم بیاد!البته به شرطی که هی به خونه نی نی نگاه نکنن! 
*طی طریق با ون خیلی باحاله! مخصوصا که توش پر باشه و همه با هم قوم و خویش باشند. اگر تجربه نکردید حتی شده برید یه ون کرایه کنید و حالشو ببرید!


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/408


نظرات

نوشي :

واي تجربه كردم ...

البته بدون فك و فاميل كه هميشه س ... چون راه دانشگاهم جوريه كه از ون استفاده ميكنم ... اما با فك و فاميل خيلي كيف ميده .. مخصوصا اهالي فاميل و اينا هم اهل خوش گذروني و خنده باشن .. !!

جمع صميمي ميشه ..

ميگم مگه چطوري نوشتم كه بزرگونه س ...

خيلي وقت بود كسي بهم اينو گوش زد نكرده بود ..

بده ؟

 

سانی :

منم فکر کنم ابرها خیلی خوشمزه باشه مزه پشمک بده

 

نازی :

دلم ابر خواست بده بخورم زود باش گشنمه.

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007