« ششم مرداد هشتاد و هشت | صفحه اول نامه‌ها | هشتم مرداد هشتاد و هشت »


ششم مرداد هشتاد و هشت 2

*توی اوضاع مسخره خودت،با کلی عذاب و مکافات سعی در این داری که یکی رو از دلتنگی در بیاری و بنابر خواسته خودش براش وقت میذاری که با هم صحبت کنید. موعد مقرر طرف به جای اینکه به حرفهات گوش بده یا تو به حرفهاش گوش بدی چونه اش با یکی دیگه گرم میشه و در نتیجه بی خیال تو میشه!
آی من عاشقش میشم که چقدر عسله و چقدر جیگره! خب مسخره جون اگه دلت نتنگیده یا اگه آدم دیگه ای میتونه دلتو باز کنه بیخیال من شو چون من الان مثل یه دینامیت منتظر جرقه هستم که دلگیر بشم و زندگی برام تیره و تار بشه و اینهم اصلا دست خودم نیست.


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/394


نظرات

رها :

چطوري خانومي؟ اين روزها هي نگران حنيفت بودم.تو هم حتما حسابي اذيت شدي.فکر نکنم منو يادت باشه ولي يه زماني خيلي به خونه هاي مجازي هم سر مي زديم...اميدوارم خوب باشي.هرچند اينطور به نظر نمي رسه.خوب باشي خانومي...

 

رها :

اره عزیزم خودمم.جریانات قبلم توی www.molokool.wordpress.com هست.خیلی اتفاقات افتاده ... خوشحالم که جواب دادی ومنو شناختی چون یه بار کامنت گذاشتم ولی خبری ازت نشد.مراقب خودت باش عزیزم

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007