|
« رقص دونه های برف |
صفحه اول نامهها
| برای تو ! »
فریماه عزیزم تولدت مبارک!
(با 4 روز تاخیر)
بچه 17 ساله شد!
بچه وقتی 17 ساله شد که دنیا سخت بود و تاریک!
بچه دلتنگ بود: چشمان سیاهش این را می گفتند.
بچه از 16 سالگی تا 17 سالگی، کلی مغزش پخته شد و مغزش 10 سال جهید!
مفهوم هایی مثل مرگ، غم ، دلتنگی و غربت را چشید.
بچه در زودپز روزگار پخته شد!
این اسم را به خاطر بسپار: زودپز روزگار!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/372
ارسال نظر
|
نظرات
فريماه :
ميگن حتما هم توش خيري هست.خيري كه من تا الان نفهميدم و نخواهم فهميد كه تو مرگ يه پدر چه خيريه؟
اگه بين مرگ، غم ، دلتنگی و غربت سه تاي اول رو سرنوشت برام خواست،غربتو با خواست خودم انتخاب كردم و چه بد انتخابي بود!سرنوشت عامل بدبختي نيست،ما خودمون راه مستقيم رو به بد بختيا نشون ميديم و ميندازيم گردن سرنوشت!
با همه اينا"اين نيز بگذرد..."
فرنوش جونم خواهر خوشگلم خيييييييييييييلي خيييييييييييييييييلي ممنون!ببخشيد هي قصه خوندم! :-*
فريماه - February 26, 2009 9:38 AM