« November 2007 | صفحه اول نامه‌ها | January 2008 »

December 29, 2007

زمستان است

*سرما استخونهامو نوازش ميكنه
*تعطيلي بد جوري بهم ساخته دوست دارم نگهش دارم ولي متاسفانه مثل آّبي كه بريزي توي مشتت داره ته مي كشه! نه خيلي هم متاسف نيستم ولي خب تنبلي و هزار درد!
*دل آدم براش كباب ميشه، يعني اگر تو هم اونجا بودي دلت براش مي سوخت ولي نا خودآگاه يك خنده شيطنت باري هم كنج لبت مياد كه با گزيدن لبت سريع جمع و جورش ميكني
* آدمهايي از جنس من خيلي راحت خوشحال ميشن و خيلي راحت هم ميشكنن .
آدمهايي ار جنس تو خيلي راحت ناراحت ميشن و خيلي راحت ديگران را ميشكنن!
دوتامون راحتيم ولي جنس راحتيمون خيلي باهم فرق ميكنه و اين اون چيزيه كه تو هيچ وقت دركش نمي كني!

| نامه‌هاي شما(2) | لينك‌ها به اين نامه

December 8, 2007

...

*دل شكستن يك كاره روزمزه و روتينه، مثل وقتي كه مدرسه ميرفتيم و معمولا موقع برگشت به خونه بدو بدو ميپريديم به سمت سرويس.
*وقتي احساس كردي يك چيزي مثل سيرابي وسط چهار راه دم خونه مامانت اينا افتاده و قبلش هم همه وسايلت( دوتا ساك بزرگ،‌ سه تا نون بربري داغ،‌يك نايلون با دوتا شيشه ترشي) را داده بودي به بابات كه بيچاره خسته و كوفته هم هست،‌ شك نكن كه اونچيزي كه مثل سيرابي افتاده وسط چهار راه چتر توئه! البته اگر مثل من شانس داشته باشي كه بعد از يك ربع چترتو كسي نبرده باشه!
*كرگدن شاخ داره،‌ زرافه گردن داره، آهو چشم داره،‌ موش دم داره، سگ دندون داره،‌ گربه پنجول داره،‌ سوسك شاخك داره

| نامه‌هاي شما(3) | لينك‌ها به اين نامه

December 7, 2007

needn't have f...

كم كم از يك تله خاك،‌ يك كوه كوچو.لو درست ميكنم و اون ميشه قصرم ولي تا تموم ميشه
با دستت ميزني خرابش ميكني
من از اين بازي خوشم مياد
و دوباره شروع ميكنم
و تا به انتها ميرسه
تو دوباره خرابش ميكني
عمر نوح داريم؟ نه
صبر عيوب داريم؟ نه
پس چرا قصر كوچيكم خراب ميشه؟
چرا برام تبديل به يه قصه يا تبديل به يه خواب ميشه؟

| نامه‌هاي شما(4) | لينك‌ها به اين نامه

needn't have read

*حس و حالي كه دارم بد چيزيه
نمي دونم چجوري ميشه از اين حالت در اومد
*يك جوب آب باريك ميتونه تو رو از امتحان بندازه. ميگي چجوري؟! ميگم اگر پات توش گير كنه و پيج بخوره و تاندونهاي پات به هم گير كنن و رگ به رگ بشه ديگه بي خيال امتحان دادن ميشي. در اين صورت حال منو ميفهمي.
*دارم مثل هر روز مسيري كه بيست دهه طي ميكنم را مثل الاغ يورتمه ميرم،‌ نه به عقب نگاه ميكنم نه به جلو و واقعا مثل الاغ بي هيچ فكري اين راه را طي مي كنم. البته شايد الاغ وقتي داره راه ميره به چيزي فكر ميكنه ولي من حتي به اون چيزي كه اون فكر ميكنه، فكر نمي كنم!
بي خيال! داشتم در مورد راه ميگفتم. داشتم ميگفتم كه نمي تونم راهمو عوض كنم،‌ نه اينكه فرعي وجود نداره ،‌ نه بر عكس كلي هم فرعي هست ولي من از علفهاي اين راه خوشم مياد.ععععععععععر ععععععععععععععععر
*آي دلم كباب ميشه براي اين بچه هايي كه زشتند و مادرهاشون لباسهاي زشت تري تنشون ميكنندتا بچه خيلي ايكبيري تر نشون داده بشه و البته مثل كرم هم هي توي مهمونها ووول بخوره!
بابا بچه تو جمع كن حالم بهم خورد.
*با كلي تاخير از اونهايي كه تولدمو تبريك گفتند چه در دلشان چه در ذهنشان چه در كامنتشان،‌ تشكر ميكنم!

| نامه‌هاي شما(0) | لينك‌ها به اين نامه

December 6, 2007

needn't have said

*راستي ميدونستي لباس خيس روي هر طنابي خشك ميشه و هيچ براش فرقي نداره كه كجا خشك بشه؟

| نامه‌هاي شما(1) | لينك‌ها به اين نامه

December 3, 2007

چهارتا هزار!

*ميگم كاش اينقدر نامهربون نبودي كاش يك ذره توي دل و ذهنت با ما همصدا بودي،‌ اونوقت همون چيزي ميشد كه همه مون آرزو شو داريم و داشتيم. گناه داره !نامهربوني تا كي؟ آخه پس كي ميخواي به كسي كه بهت عشق ميورزه و دوست داره و بهت افتخار ميكنه مهربوني كني؟
كي؟ كي بايد اينو به تو ياد ميداده كه نداده؟ چرا اينقدر لجوجي؟ چرا اينقدر سردي؟
گرم باش مثل عشق ولي تو سردي مثل ترس.
*گيج منگولي دارم به شدت!
*تازه ميفهمم دوست جونم وقتي مي خواستم ازدواج كنم چه حسي داشت! يك حس قلمبه كه توش پر از دوست داشتن و خون و جون و درد مغز و دلتنگي و هزار كوفت و زهرمار ديگه است. حالا احساس ميكنم اون چي كشيده،‌ يك حسي مثل پرت شدن از آپارتمان سر نبشي به داخل چهارراه! خب اگر هيچكدوم اينها را تجربه نكردي آخه ميگي من چيكار كنم؟
*يك وقتي فكر مي كني داري كار خيلي جالبي ميكني كه با آدمها ارتباط برقرار ميكني و يك وقتي مثل الان فكر ميكنم كه براي چه كسي اهميت داره كه من بنويسم يا ننويسم؟ زندگي كي عوض ميشه؟ كي خوشحال ميشه و كي ناراحت ميشه؟ اصلا يك احساس خودشيفتگي زياد هميشه بوده اين وسط مگرنه منو چه به وبلاگ نويسي؟ برم بخوابم!

| نامه‌هاي شما(4) | لينك‌ها به اين نامه

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007