|
« |
صفحه اول نامهها
| »
پاييز نامه!
ميگم نيمه اول سال خيلي زود گذشت و باورم نميشه كه نيمه دوم سال شده! ميگه بله ! چرا كه نه! چون پيش ما بودي! مي خنده و شيطنتش گل ميكنه و با شوخي و كنايه ادامه ميده كه ؛ شنبه و چهارشنبه وسط كار در ميرفتي به اسم كلاس ولي ميرفتي بازار تجريش و يكشنبه ها هم زود جيم ميشدي و دوشنبه ها هم تعطيل و پنج شنبه ها هم دست و پا شكسته ميومدي خب براي همين زود گذشت!
آره زود گذشت نه به مصداق اين كه خوش گذشت و زود گذشت به مصداق اينكه معني با تو بودن دوباره برام تكرار شد. آخه چند ساليه كه گمشده دارم، از زمان تولدم. حالا شايد كمي بهش نزديك شده باشم فقط كمي و تنها چيزي كه ميتونم بگم اينه كه خيلي كم ازش ميدونم ولي يك تكه اي از قلب و وجودمه.
--
وقتي عصبي ميشم خنده ام ميگيره و نمي دونم اين اخلاق گند را چجوري از خودم دور كنم. كارشناسان نظر بدهند لطفا!
--
ميگه انشاءالله بابا ننه شي بفهمي چي ميگم! مي گم مادرمم به من گفت و من نفهميدم. ولي من هنوز ننه نشده ميفهمم كه چي ميگي! به خدا ميفهمم! به خدا بچه بودن هم سخته! چرا يادمون ميره ما هم براي اعضاي خانواده مون نگرانيم و احساس مسووليت ميكنيم؟
--
تخته اي روي چاه دل مي گذارم
لبخندي به گوشه لب دارم
و به تو فكر ميكنم كه چقدر سنگدلي!
گاهي اوقات چنان از كاه كوه ميسازي و برايم تعريف ميكني كه احساس ميكنم در پس آن چهره
خورشيدي مي تابد ولي
گاهي سرد و خاموشي
براي من يادآور حوض يخ زده اي هستي كه گاهي كابوس آن را ميبينم كه با آب شدن يخ ات همه ماهي ها مرده اند يا شايد هم ناپديد شده اند!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/293
ارسال نظر
|
نظرات
م س ا ف ر :
من در حالت عادی آرومم.ولی اگه عصبانی بشم تا چند ثانیه بعد از عصبانیتم قابلیت کشتن هر فردی که در اطرافم باشه رو دارم.یعنی خیلی کم عصبانی میشم ولی اگه بشم تا تقریبا سی ثانیه فرقی با قاتل زنجیره ای ندارم.جدی می گم.خودم هم بعضی مواقع ناراحت میشم از اینکه نمی تونم خودمو خوب کنترل کنم.اینکه شما می خندی به نظرم بدنیست و خیلی هم خوبه.به شرط اینکه موقع شادی گریه نکنی.
در ضمن فقط به این خاطر که لفظ کارشناسان رو به کار بردید نظرم رو گفتم وگرنه احساس مسئولیت نمی کردم.همییییییییییییییییییییییییییییییییین.
م س ا ف ر - October 2, 2007 2:16 AM
زهرا :
عصبانیتت به کنار ، من نگران اون کابوسه هستم ...
زهرا - October 3, 2007 3:12 AM
فریماه :
عزیزم! مورد گند دوم رو نمی تونی از خودت دور کنی،چون یه چیزه ارثیه که از مامان بهت رسیده.
فریماه - October 3, 2007 1:45 PM
گيج منگولي :
ز خوندن پستهات بيشتر به اين نتيجه رسيدم كه آدم بي آلايشي هستي. مهم نيست كه آدم از فرصتهايي مثل شب قدر اونجوري كه ديگران مي گن استفاده نكنه! خدا به قلب ادمها كار داره!
گيج منگولي - October 4, 2007 9:52 PM
مدیار :
همیشه آروم باشی آرزومه..
مدیار - October 13, 2007 2:00 AM
مدیار :
همیشه آروم باشی آرزومه..
مدیار - October 13, 2007 2:02 AM
زهرا :
سلام . خوبی نیستی ؟
زهرا - October 14, 2007 6:01 PM
سارا مويدي :
درود فرنوش گرامي
اميدوارم گمشده خودتون رو هر چه زودتر پيدا كنين.
در مورد عصبي شدن اينكه مشكل بزرگي نيست همه ي ما خيلي عصبي مي شيم :)
راستي اين جمله(فقط با يك زبون درازي ساده، تمام اعضاي خانواده پشه را كه براي عروسي دور هم جمع شده بودند را خورد) يك را اضافه داره اونم " را دومه " اگر بر همين عقيده اي بده قورباغه قورتش بده اگر هم قورباغه دم دست نداري بيا كه من يه عالمه برات دارم / شاد زي و مهر افزون
سارا مويدي - October 15, 2007 7:39 AM
باران :
خوش به حالت من که عصبانی بشم همه از دور و برم فرار می کنن. خیلی وحشتناک میشم
باران - October 17, 2007 9:07 AM