|
« |
صفحه اول نامهها
| نوزي! »
قديمي نامه
وقتي ايران خودرو ميرفتم. توي چند تا از سري مجله هاش؛ كارآمد ( مجله داخلي ) و پيام ايران خودرو ( مجله بيروني شركت) چند تا از ترجمه هام كار شده بود.
البته بماند كه چاپ شدن ترجمه توي پيام ايران خودرو خيلي كلاس و فخر و پز داشت و باز هم بماند كه بعضي از همكاران گرامي ترجمه هاي منو به اسم خودشون توي پيام ايران خودرو گذاشتند و باز هم بماند كه تا به ما رسيد آسمان تپيد و گفتند كه قرارداديها نبايد اسمشون به نام مترجم بخوره ، حالا چه ربطي داشت بماند.
همه اينها به كنار، يك روز نحيف داشت به خواسته يكي، مجله هايي كه ترجمه هام توش بود را بهش نشون ميداد. طرف يك نگاه سر سري به متنهاي ترجمه شده انداخت و گفت صرف ديدن اين كه اينها چاپ شده نميشه گفت كه ترجمه هاي خوبي هستند و بايد متن اصلي اش هم در كنارش باشد كه فهميد ترجمه ها خوب هستند يا نه!
حالا يكي نبود به اين همشهري بگه بابات خوب كي خواست نظر تو رو بدونه؟ و اصلا سواد تو از زبان چقدره كه داري براي يك كاري كه تا به حال بهش دست نزدي نظر بدي؟
خلاصه كه خيلي از اين دست آدمها زياده كه هميشه، يا در حال مقايسه خودشون با ديگران هستند يا اينكه بدون اينكه تخصصي در كاري داشته باشند در حال اظهار نظر هستند.
نمي دونم چرا يكدفعه اين از گذشته ها روي دلم سنگيني كرد و گفتم اگر نگم ممكنه لال از دنيا برم!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/278
ارسال نظر
|
نظرات
مسافر مترو :
مرسی که به وبلاگ مهجور من سر زدی ! هر کدوم که دوست داری ! ترنم باران مال دورانی بود که زندگیم خیلی ابری تر از حالا بوده !
مسافر مترو - August 27, 2007 3:31 PM
صدف :
سلام خانومی.اعتماد به نفست را حفظ محل این ادمای قزمیت نده
صدف - August 27, 2007 3:45 PM
nasim :
گاهي بعضي از حرف ها و رفتار ها انگار تا هميشه توي ذهن آدم حك ميشن اما فرنوش كاش مي شد خاطرات تلخ براي هميشه پاك كرد و ديگه هيچ وقت به رفتار هاي نادرستي كه ديديم فكر نكنيم . نه ؟
nasim - August 27, 2007 6:33 PM
m o s a f e r :
mibinam ke ta man sistemam kharab shod,shomaha khanevadegi apidid.age vaghean commenthaie man inghadr azardahandast begin dige naiam:d
az in joor adamha ziadan dar atrafemoon ke baazi mavaghe herse adam ro ham dar miaran.
m o s a f e r - August 28, 2007 4:21 PM
هادی :
به نظرم اینجور آدما چیزی ندارند که به قیاس گذاشته بشند، فقط میخوان عقده نداشته هاشون رو اینطوری سر یکی که کاربلده و آگاه تر ازخودشه، خالی کنند!
.... اااا ... خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم!
(:
هادی - August 28, 2007 8:13 PM
مژده :
سلام . من فکر می کنم این عادت ما ایرانیهاست که همیشه می خوایم ارزش کار دیگران رو زیر سوال ببریم حتی اگه ندونیم قضیه چیه و چه جوریه ؟ مثل یکی از دوستان من که با خودم بردمش کلاس نقاشیم و با دیدن تابلوی نیمه کاره یکی از بچه ها که حد اقل ۴ ماه روش زحمت کشیده بود گفت : من می تونم ظرف یک فته این تابلو رو بکشم البته اگه نقاشی بلد باشم ! و استاد نقاشیم جواب داد : از چه تکنیکی برای خشک کردن رنگهات استفاده می کنی که ظرف یک هفته آماده می شه ؟ ... همیشه شاد باشید !
مژده - August 31, 2007 1:05 AM
مژده :
سلام . من فکر می کنم این عادت ما ایرانیهاست که همیشه می خوایم ارزش کار دیگران رو زیر سوال ببریم حتی اگه ندونیم قضیه چیه و چه جوریه ؟ مثل یکی از دوستان من که با خودم بردمش کلاس نقاشیم و با دیدن تابلوی نیمه کاره یکی از بچه ها که حد اقل ۴ ماه روش زحمت کشیده بود گفت : من می تونم ظرف یک فته این تابلو رو بکشم البته اگه نقاشی بلد باشم ! و استاد نقاشیم جواب داد : از چه تکنیکی برای خشک کردن رنگهات استفاده می کنی که ظرف یک هفته آماده می شه ؟ ... همیشه شاد باشید !
مژده - August 31, 2007 1:07 AM
رونيكا :
منم بعضي وقت ها در مورد چيزهايي كه توش مهارت ندارم اظهار نظر مي كنم:">
مثلا اگر كسي نقاشيش رو بهم نشون بده و بپرسه خوبه يا نه؟
اگر طرف نزديكم باشه و بدونم مي خواد به حرف من نقاشيش رو تكميل ا تصحيح كنه معايبي كه به چشمم مياد مي گم
رونيكا - September 1, 2007 8:08 PM
يكي مثل همه (علي) :
داستان قبلي خيلي هم جديد نبودا!!
ولي در خصوص اظهار فضل: الان اگر من نظر بدم كه ميشم همون اون! پس بي خيال!
يكي مثل همه (علي) - September 2, 2007 8:55 AM
زهرا :
به هرحال خوب شد گفتی !
زهرا - September 4, 2007 1:04 AM
8مارس85 :
وبلاك8مارس85 با مقاله اي در نقد كمپين به روز شد
8مارس85 - September 4, 2007 11:54 PM
مهدی :
عجب جاییه این دنیا
مهدی - September 8, 2007 2:39 PM
صدف :
کجایی؟نمی دونم چرا هی نگران تو می شم؟
صدف - September 10, 2007 8:55 AM
امیر :
سلام. فرموده بودید برا ختم قران خبرتون کنم. اینم خبر!
امیر - September 11, 2007 10:30 AM
م س ا ف ر :
سلام
چرا نمی نویسی؟
غرض از مزاحمت دادن آدرس جدید بود
مسافر آسمان به لقاء الله پیوست
م س ا ف ر - September 12, 2007 2:29 AM
سيما :
سلام فرنوش جان! خوبي؟
من نمي دونستم زحمت وبلاگ جديدم بر دوش شما هم بوده. الان تو دفتر بي مخاطب خوندم.
بسيار ممنونم، اميدوارم هميشه پر از زندگي و نشاط باشي.
سيما - September 12, 2007 1:30 PM