|
« moshel ba tAame gilas |
صفحه اول نامهها
| »
اگر حالت گرفته است پيشنهاد ميكنم كه اين پستمو نخوني!
از چي بگم ؟
آره همش درد و مرض و نا اميدي و بيمارستان! فقط همين!
*بابام هفته پيش كه ميره بيمارستان يكي برميگرده بهش شر و ور ميگه! حالا بيا و درستش كن!( از قصد سر بسته ميگم چون گفتنش ديوونم ميكنه. چون تا حالا فكر ميكردم احمق كمه ولي ميبينم ماشاالله رو به فزونيه!)
*اونهم از هفته پيش كه يكي از مارچيني ها ( يكي از ايالتهاي خبر اصفهان) يا چند تاشون يك خبر را از تهران دوباره به تهران بر گردونده بودند.
*مامانو اين هفته برده بودم بيمارستان براي سنگ شكن! از ساعت 10 صبح رفتيم بيمارستان خاتم الانبيا تا ساعت 6 .
قرار بود از سنگ شكن مامان چيزي به فريور نگيم كه سفرش خراب نشه ولي بي خبر از اينكه اونها هم توي بيمارستان هستند! بنده خدا مادر پرستو و خاله اش توي ساحل نشسته بودند كه تخت سنگ زيرشون حركت ميكنه و اونها را له ميكنه! به همين سادگي پاهاي جفتشون له و په و داغون ميشه! ( تصورش هم حال آدمو ميگيره!)
*دو جا مهموني دعوت بودم ولي نرفتم. مامان ميگه از آدم به دور شدي! آره از آدم به دور شدم خسته شدم از بس كه بايد خوشحال باشم از بس كه همه منو با نيش باز ميشناسند. كي گفته من هميشه بايد مهربون باشم ؟ كي گفته من هميشه بايد سنگ صبور باشم؟ واقعا كي اين وظيفه را براي من تعيين كرده؟ خودم؟ غلط كردم!
دوست دارم جدي باشم. دوست دارم از تعارفات به دور باشم.
خسته ام ! خسته از اين زندگي مسخره.
از اين زندگي مسخره و چرند.
*پري روز يكي از هم دانشگاهي هام اس ام اس زده كه جمعه به ياد استاد اسفنديار نوايي درسر مزارش در قطعه فلان بهشت زهرا دور هم جمع ميشيم. بغض ميكنم. آره يك آدم ديگه هم از مجموعه آدمهاي دوست داشتني خط خورد!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/261
ارسال نظر
|
نظرات
sani :
ایشالا همه چی رو به راه میشه! همینو می تونم بگم :)
sani - July 13, 2007 6:24 PM
مانی :
یحتمل امروز سکه شانست رو اشتباهی انداختی توی صندوق صدقات.
مانی - July 13, 2007 8:03 PM
م س ا ف ر :
من حالم گرفته نبود ولی حالا شد.
م س ا ف ر - July 15, 2007 2:11 AM
احسان :
من حالم خوب بود ولي وقتي پستت رو. خوندم حسابي گرفته شد .
خيلي سخته مي دونم تحمل اين همه . ولي با روحيه اي كه ازت سراغ دارم از خواهر جونم حتما فارغ مياي بر مشكلات هر چند گفتي كه ديگه خسته شدي ولي به نظر من با تمام مشكلات تو هنوز هم مهربون و سنگ صبور همه هستي
احسان - July 15, 2007 12:12 PM
sadaf :
سلام عزيزم!ببين من اين مدت از در وديوار سرم باريده.مستقيم هم تو سرخودم باريده نه روربال وپر بقيه !ولي همه اينهارا ميزارم به حساب روند ناخوشايند زندگي كه خوشيهاي زندگي كنارش كم نيستند.به ناراحتيهايي كه براي ديگران پيش مياد خيي جدي فكر نكن/همه چيزايي كه گفتي گذرا وقابل حل هستند.خودتو درگييرقضاياي منفي نكن.اين چيزا هميشه هست ولي گاهي تداخلشون بيشتر ادم را اسيب مي زنه.پس بلند شو با يه دوش آب خنك ويه شام خوشهمزه بنا به سليقه خودت ونحبف ويه بستني يا شربت البالو يا هرچيزي كه كمي حالت را بهتر مي كنه....بريش تمام مشكلاتي كه نقشي در پيدايششون نداشتي ولي در حل كردنشون نقش زيادي داري بخند
sadaf - July 15, 2007 1:16 PM
زهرا :
خوب كه روزها در حال گذرند.
زهرا - July 15, 2007 2:25 PM
ماکان :
این هم بگذرد!
ماکان - July 15, 2007 6:49 PM
داستانک :
تذکر داده بودی اما خر شدم خوندم/..
داستانک - July 15, 2007 10:18 PM
سارا :
شما راست ميگيد .تحمل اين همه مشكل سخته.اميدوارم زودتر زندگي اون طوري كه دوست داريد بشه.شيرين و آروم.
سارا - July 16, 2007 12:58 AM
?Yeki :
ظلم و نامردي را برخي ديگر از افراد فاميل شما در حق مردم مي كنند& بلاهاش سر خانواده شما مياد. به خدا پناه مي برم از دست بعضي شياطين كه در خاندان مادري شما وجود دارند. البته با احترام به شما.
?Yeki - July 16, 2007 1:00 AM
مرغ دريا :
فرنوش جون اصلا نگران نباش.بالاخره همه مشكلات حل ميشه و به اميد خدا همه مريض ها شفاي خير ببينند.
روي صحبت من به كامنت قبلي است.برام خيلي جالبه فردي كه حتي جرات نداره اسم خودش رو ببره چه جوري جرات پيدا كرده وبه خودش اجازه داده شخصيت يه خاندان رو زير سوال ببره.
در ضمن شما اصلا نگران عذاب و بيچارگي قوم ظالمين نباشيد كه خدا خيلي بهتر از شما مي دونه كه با اونها چيكار كنه.
راستي فرنوش جون اگه واقعا به گفته اين فرد نا شناس خاندان مادريت اين قدر بد و نامرد و ظالم هستند از صميم قلب اميدوارم خدا به شماو خانوادتون صبر جميل و قدرت مبارزه با اين قوم ظالم رو بده.
آميــــــــــن...
مرغ دريا - July 16, 2007 1:29 PM
مرغ دريا :
فرنوش جون اصلا نگران نباش.بالاخره همه مشكلات حل ميشه و به اميد خدا همه مريض ها شفاي خير ببينند.
روي صحبت من به كامنت قبلي است.برام خيلي جالبه فردي كه حتي جرات نداره اسم خودش رو ببره چه جوري جرات پيدا كرده وبه خودش اجازه داده شخصيت يه خاندان رو زير سوال ببره.
در ضمن شما اصلا نگران عذاب و بيچارگي قوم ظالمين نباشيد كه خدا خيلي بهتر از شما مي دونه كه با اونها چيكار كنه.
راستي فرنوش جون اگه واقعا به گفته اين فرد نا شناس خاندان مادريت اين قدر بد و نامرد و ظالم هستند از صميم قلب اميدوارم خدا به شماو خانوادتون صبر جميل و قدرت مبارزه با اين قوم ظالم رو بده.
آميــــــــــن...
مرغ دريا - July 16, 2007 1:29 PM
سعید :
salam
khoshhalam
khoob minvisi
khatesevom.blogfa.com
khatesevom1.blogfa.com
سعید - July 16, 2007 2:27 PM
فرنوش :
به يكي:yeki
مطمئني آدرسو درست اومدي؟
تا اونجايي كه مي دونم توي فاميل مادريم آدمي از نوعي كه شما مي فرماييد نداريم اكثرا آدمهاي زحمت كشي هستند كه ظلمي در حق ملت نمي كنند و دقيقا خودشون از ملت هستند نه از دولت!
آدمهايي هستند كه توي جشن و عزا، كشته مرده كمك كردن و همكاري هستند.
واقعا نمي دونم چرا شما دلتون از دست خانواده مادري من پره؟
فرنوش - July 17, 2007 2:22 AM
فريور :
واسه منم جالب شد كه بدونم اينا كيان كه توو فاميل مادري ما ظلم ميكنن البته به هر حال همه جا خوب و بد هست ولي لفب شياطين فكر ميكنم كه كاملا اشاره به افراد خاصي داره - خب جه اشكالي داره كه ما هم بشناسيمشون تا ازشون دوري كنيم ضمنا من منتظر جوابم وگرنه ميام دم در خونتون farivarmoayeri@gmail.com
فريور - July 19, 2007 3:23 AM
aydin :
nasil yashar mi? ben iran turklarindan miam halim daha pozoldo cok iyi mi sagol by
aydin - November 3, 2007 5:47 PM
cock shemale sucker :
fpknyrb
http://forums.jolt.co.uk/member.php?u=1796756 japanese cock sucker
cock shemale sucker - January 13, 2009 9:43 AM