« | صفحه اول نامه‌ها | خاطرات يك مسافر كش! »


بي هويت!

كلي كار بلا تكليف توي سرمه كه بايد انجامشون بدم.
بلند ميشم برم دنبال كد ملي.
با خوشحالي به پست خونه ميرسم.
آخ جون كلي جاي پارك خالي!
مردم توي صف از سر و كول هم بالا ميرن و بهم فحش ميدن و همديگرو ميزنند.
از يه خانومه ميپرسم صف كد مليه؟ ميگه : بله!
هميشه فكر ميكردم گدا ها هم كد ملي دار ميشن و ما مي مونيم بدون كد ملي ولي انگار ما تنها نيستيم و كلي از اراذل و اوباش هم مثل ما بي كد ملي هستند!
آقاهه از ته صف با پوشه اش ميزنه به سر جلويي. جلويي خون جلوي چشماشو گرفته و مي خواد خانومي كه جلوش وايساده را بكشه!
از همه اينها بدتر كارمند اداره پسته كه مثل گجد يك دفعه يك گردن درازي ميكنه و ميخواد بزنه يكي از آقايون را ناقص كنه! از دهن و چشماش و گوشش خون مي جوشه!
به تابلو اعلانات نگاه ميكنم:
فتوكپي صفحه اول شناسنامه
ميرم كه فتوكپي بگيرم. با پرس و جو ميفهمم كه زير يك مسجد يك دستگاه فتوكپي هست. پيش به سوي مسجد!
صداي اذان مياد.
از پله ها پايين ميرم و با در بسته فتوكپي فروشي مواجه ميشم!
پرسون پرسون توي يكي ديگر از دهكده هاي اطراف يك فتوكپي پيدا مي كنم.
بعد از نيم ساعت باز هم خوشحال به پست خونه ميرسم.
وضعيت پست خونه مثل قبله ولي تا حالا تلفاتي ديده نميشه،‌ البته شايد يكي خورده شده باشه،‌ چميدونم!
يكي از آقايون با صداي بلند فكر مي كنه: اِ! چرا نگفتند كه بايد به حساب سيبا پول بريزيم؟
يواشكي به تابلو اعلانات نگاه ميكنم كه توي قسمت مدارك لازم براي كد ملي عكس دار با مداد ريز نوشته شده:پرداخت فيش بانكي
و در پايين ترين نقطه تابلو اعلانات نوشته شده: فيش به مبلغ 2500 ريالي براي هر نفر به حساب...
حالا تازه ميفهمم كه چرا همه اينقدر سر حال هستند!
نمي فهمم كه چرا بايد اينقدر سر كار باشيم. خب بابا جون تمامي مداركي كه مورد نياز هست را شماره گذاري كنيد كه نه خودتون جون به سر بشيد نه ارباب رجوع! يكي ديگه از نكات جالب ماجرا، ساعت كاري اين پست خونه بود: 8 صبح الي 13 .
* براي امير( موج) : پست قبلي اشتباها پاك شده.


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/206


نظرات

گلی :

واسه کد ملی دیر اقدام نکردی؟
خانوم دیر اومده یه چی هم طلبکاره ;)
عزیزم تازه کجاشو دیدی! تو همون اداره ی پست سعی کن یه کادو واسه دوستت خارج از ایران بفرستی ببینم به کجا میرسی=))

 

sima :

من شاید دو سال پیش رفتم دنبال این کد ملی. اگر من هم اون موقع می خواستم خاطراتم رو بنویسم یه چیزی می شد شبیه مال شما.

 

فرنوش :

سلام
اسم شما چه قشنگه
آخه مثل اسم منه

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007