« گيلگمش، به كجا مي روي؟
حياتي را كه جستجو مي كني نخواهي يافت.
زيرا هنگامي كه خدايان انسان را آفريدند
مرگ را به انسان اختصاص دادند
و زندگي را در كف خود گرفتند.
تو، اي گيلگمش،بگذار شكمت سير باشد.
شب و روز شادمانه باش.
هر روز را روز سرخوشي ات كن.
شب و روز را به پايكوبي و بازي بگذران.
بگذار جامه ات پاكيزه باشد.
سرت را بشويند، تنت را در آب شستشو دهند.
كودكي را كه دستت را مي گيرد عزيز دار
و بگذار همسرت د رآغوشت شادماني كند
اين است سرنوشت بشر!»
نظرات
abbas :
rast megoee vaghean paeez sardo ghamgenist
abbas - December 4, 2006 6:58 PM
م س ا ف ر :
پس کامنت من کو؟
م س ا ف ر - December 11, 2006 3:09 PM
باران :
چه طوری دوست عزیز؟؟؟؟
باران - December 16, 2006 8:18 AM
فریماه :
واااااااای دپورتی!چرا دیگه نمی نویسی؟؟؟؟
فریماه - December 17, 2006 7:38 PM
بی بی باران :
من از افاسنه گیلگمش خوشم می آمد برام پراز خاطره کودکی است
بی بی باران - December 17, 2006 11:13 PM