|
« كليشه اي به نام عروسي!!! |
صفحه اول نامهها
| مرگ در میزند »
خواستگاری!
وقتی که تابستون میشد مثل بچه های خوب راه پله ها را جارو میکردم و دستمال میکشیدم ، حیاط را و بعد پیاده رو طرف چپ و پیاده رو طرف راست خونه مامانم اینا را میشستم و بعد به عشق خوردن شربت آلبالویی که مامان درست کرده بود، میپریدم تو خونه.البته قبل از ترک حیاط، باغچه را آبپاشی میکردم و کلی هم با گل و درختهاش حرف میزدم و قربون صدقشون میرفتم و علفهای هرز را میچیدم.
یک وقتهایی هم که دلم میگرفت میرفتم و اونقدر بهشون آب میدادم و باهاشون حرف میزدم که صدای مامانم در میمومد و تندی میپریدم تو اتاق.
خلاصه پریروز برای همین محرم اسرار من خواستگار آمده بوده و گفته که باغچه را برای نصب آنتن موبایل میخواهند و حاضرند که ماهیانه 380 هزار تومان هم اجاره بدهند! از اونجایی هم که باغچه به جونمون بنده،مامان به آقا جواب رد داده و گفته تمام زیبایی این خونه به باغچه اش است.
یادم میاد درخت گیلاس عسلی وسط باغچه که خشکید کلی گریه کردم، نمیدونم اگر مامانم موافق با خرابی باغچه و نصب آنتن موبایل بود چیکار میکردم؟.؟!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/129
|
نظرات
امیر :
سالگرد ازدواجتون مبارک. ایشالا سالیان سال در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی کنید و تولد نی نی گولوی خودتون!
امیر - August 9, 2006 9:56 AM
bahar :
salam miduni az neveshtanet khosham miad chon khaili rahat minevisi.
bahar - August 9, 2006 11:58 AM
parastesh :
kheily nasre ravoon va giraee dari movafagh bashi
parastesh - August 9, 2006 4:06 PM
وسوسه فري :
ها خوب پولي بيد (مايه داريو باغ داريه ديگه)
وسوسه فري - August 10, 2006 1:26 AM
ری را :
سلام
خوشحالم که مادرتون مخالفت کرده
من بعد از مدتها آپ کردم میای
ری را - August 10, 2006 3:37 AM
ری را :
چرا کامنت من ثبت نمی شه
ری را - August 10, 2006 3:39 AM
مرتضي :
مرسي از لطفتون!حتما مزاحم ميشم!
مرتضي - August 10, 2006 12:45 PM
اوشگول (طنز نویس) :
این دیگه خیلی ستمه خراب کردن باغچه و نصب آنتن موبایل....
پیش ما هم بیا.
اوشگول (طنز نویس) - August 10, 2006 6:09 PM