|
« لاالهالاالله بر سر كودك سوداني |
صفحه اول نامهها
| گزيده هاي تكراري قسمت دوم »
كي ميشه راحت نفس كشيد؟
يكي بگه چجوري ميشه از شر اين افسردگي احمقانه خلاصي پيدا كرد. دوباره بي حوصله شدم، دوباره شبها نمي تونم راحت بخوابم. مني كه تا سرمو مي ذاشتم رو بالش خوابم ميبرد، حالا به زور بايد بخوابم. قبل از به خواب رفتن هم كلي فكرهاي مسخره مياد تو ذهنم و يك كمي گريه و بعد خواب، فكر كنم يك ساعتي بايد مغزمو سوهان بكشم و بعد بخوابم. ديگه خسته شدم از اين افسردگي، از اين فكر هاي مسخره كه با وجود خستگي زياد باز به سراغم ميان. چي ميشه من هم بي دغدغه اينكه چطوري ميميرم، زندگي چي ميشه، اطرافيانم چي ميشن به خواب برم؟ نمي گم كه بي فكر بشم، ميگم كه از شر اين افسردگي رها بشم. تمام سعيمو كردم كه از افسردگي فاصله بگيرم ولي نميشه. فكر كنم اگر همينطوري ادامه پيدا كنه ديوونه بشم و راهي تيمارستان. نحيف چند روز پيش از جنگ حرف مي زد، من گفتم جنگ خوبه، من جنگو دوست دارم چون آدمها همگي با هم ميميرند و قال قضيه كنده ميشه و آينده هر چي ميخواد بشه، بشه.
روز به روز دارم چاق تر ميشم. مثل يك بشكه شدم البته خيلي نافرم تر.
نگرانم. نگرانيم با گريه كردن تموم نميشه بلكه بيشتر ميشه. خدايا خودت كمك كن. خدايا خودت ميدوني كه تو قلبم چي ميگذره. خدايا خودت ميدوني كه چقدر دوستش دارم. خدايا خودت خيلي چيزها رو مي دوني كه نميتونم بنويسم. خدايا سلامتيشو ازت مي خوام. برام دعا كنيد.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/56
|
نظرات
مسافر :
فقط خدا را صدا بزن
مسافر - January 19, 2006 1:47 AM
پرتقال :
حالا دیدی چرا به هر وبلاگی سر میزنی همه یه جورایی غمگینن !؟
پرتقال - January 19, 2006 1:35 PM
راحله :
سلام فرنوش جان.می دانی اینروزها همه افسرده اند ،فکر نکن این مشکلی است که فقط خوت گرفتارش شدی. اما شاید برحسب تجربه مشابهی که منهم داشته و دارم فقط و فقط خودت می توانی به خودت کمک کنی. شاد باشی و سرشار از لبخند.
راحله - January 19, 2006 7:39 PM
مسافر :
سلام
امشب که شب جمعه بود مطابق همیشه به همه وبلاگهای توی
لیست FAVORITE خودم سرزدم وهمش روخوندم.
تا آخر همین صفحه طولانی وبلاگ شما رو هم خوندم.برام
خیلی جالب بود.
اول اینکه خیلی خوبه که خانوادگی وبلاگ نویس هستید.
دوم هم اینکه مطالبتون خیلی خوبه.
من نمی دونستم که هرروز به روز می کنید.
ازاین به بعد بیشتر سر می زنم.
بخاطر نوع متفاوت وبلاگتون مجبورم بایک اسم ووبلاگ
متفاوت خودم نظر بدم ونام خودم ووبلاگم در وبلاگ
آقا حنیف متفاوته چون اون وبلاگ سیاسیه ومن آدرس
وبلاگ سیاسیم رو دادم و سبک وبلاگ شما به وبلاگ مسافر
من بیشتر می خوره.
لینک شماروهم گذاشتم تووبلاگم.
عیدشماهم مبارک.
مسافر - January 20, 2006 1:05 AM
احسان :
خواهر خانومي باز روز از نو روزي از نو باز شروع شد تو كه خوب شده بودي چرا دوباره اين جوري شدي
نگرانم نگران خودم ، خودت ، و نحيف نگران جفتتونم
مواظب خودت باش عزيز دل برادر
احسان - January 20, 2006 1:11 AM