« خدايا من يكي غلط كردم گفتم مي خوام بيام اين دنيا. | صفحه اول نامه‌ها | یک شب در بغل فرشته مرگ »


مرتضي مميز

مامانم زنگ مي زنه مي گه امروز بياد اينجا. از ساكتي خونه مي فهمم كه فرهنگ خونه نيست. ميپرسم كجاست؟ مامانم ميگه با داش فري، رفته اند مراسم مرتضي مميز.
چند روز پيش كه مامان گفت مرتضي مميز مرده،‌ خشكم زد،‌ خيلي ناراحت شدم و گريه كردم.
توي اين چند وقته خيلي از نامدارها و پيشكسوت ها فوت شده اند. افسوس و صد افسوس كه ديگه تكرار نمي شند!
مامانم هم داره مي ره خونه پدريشون،‌ ميراثهاشونو بفروشن و بعدش هم اون خونه پدربزرگ را كه خاطرات زيادي ازش داريمو خراب كنند و بسازند.


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/29


نظرات

Mohammad :

لینک «مامان فی فی» رو اشتباه گذاشتید. یعنی اشتباه که نه ؛ لینک قدیمی رو گذاشتید.

 

پرتقال :

سلام
خونه چی شد؟

 

فواد :

خیلی دردناکه، وحشتناک...

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007