|
صفحه اول نامهها
| فرياد كن ! »
دلم براي بي خيالي تنگ شده ،براي يك شب راحت خوابيدن
افسردگي ٬حتي وقتي مي خنده با هاشه ٬ ولي كسي باور نمي كنه . تقصير خودشه چون براي همه غصه مي خوره و به فكر همه است . صبح كه پا ميشه همه يك دور توي ذهنش مي چرخند ؛خانم خدمتكار ٬ بچه همكارش، خدمتكار جوان ،آبدارچي ، .... يكي اونو از اين افسردگي نچات بده . آخه فكر كردن اون به چه درد مي خوره مگه كسي كارش درست مي شه ؟يكي نيست بگه اگر به مشكلات خودت اينقدر فكر كرده بودي كلاهت الان پس معركه نبود .
راستي اين بلاگفا هم كه ....
|
نظرات
ابوذر :
رسیدن بخیر
ابوذر - July 12, 2005 8:11 PM
نسرين :
آخ گفتي!
نسرين - August 3, 2005 2:24 PM